
بگشاییم کفتران را بال
بفروزیم شعله بر سر کوه
بسراییم شادمانه سرود
وینچنین با هزار گونه شکوه
مهرگان را به پیشباز رویم .
فرستنده: GS18073
بگشاییم کفتران را بال
بفروزیم شعله بر سر کوه
بسراییم شادمانه سرود
وینچنین با هزار گونه شکوه
مهرگان را به پیشباز رویم . ( ه. ا. سایه)
مهر یا میترا نامى است با آیین و ماندگار تاریخ . دوستى و پیمان معنا وخویشکارى این واژه است . از سویى ایزد روشنایى و فروغ است - اوستا و وید هندوان _
میترا خدایی آریایی است یعنى پیش از دین زرتشت صاحب قلمرویى بوده است اما در دین زرتشتى - اوستاى متاخر - به دلیل سنت گرایى جامعه با رنگ و بوى زرتشتی به صحنه باز مى گردد ورخت فرشته مى پوشد . در گات ها که کلام آهنگین زرتشت است یک بار واژه میثره آورده شده که به چم خویشکارى و پیمان است . در خرده اوستا نیز دومین نیایش از پنج mithre نیایش مهر نیآیش نام دارد که هفده بند دارد . مهر نیایش را زرتشتیان هر روز در سه گاه بامداد، نیمروز و پسین پس از خورشید نیایش مى خوانند. نیایشگاه زرتشتیان نیزدرمهرنام دارد.
نام مهر در کتیبه ها
نخستین بار نام مهر در کتیبه ى اردشیر هخامنشى یا ارت خشتر یعنى نهمین پادشاه از آین سلسله آورده می شود که البته همراه با اهورا مزدا و اناهیتاست :
در کتیبه ى همدان : این اپدانه را به خواست اهورامزدا ، اناهیتا و مثره ما ساختیم اردشیر سوم دهمین پادشاه هخامنشى و فرزند اردشیر دوم نیزنام مهر یا مثره رادر کتیبه ىتخت جمشید مى آورد : اهورا مزدا و مثره مرا بپایند . در مجموع در هر دو دوره فقط از نام میثره پنج بار در کتیبه ها آمده است .
( یشت دهم اوستا ( ۱
یشت دهم اوستا با سى و پنج کرده و ۱۴۶ بند به نام مهر است این یشت پس از فروردین یشت بلندترین بشمار می آید. در این یشت ، مهرکه قلمروى بیکرانه دارد به صفاتى همچون فراخ چراگاه ، ژرف بین ،نیرومندترین آفریدگان ، داناى تواناى نافریفتنى ، زبان آورهزار گوش و ده هزار چشم که سوار بر اسبان سپید است وصف شده است . او نگهبان پیمان است به همین دلیل " هرگز خواب به چشم او نیاید " چون آگاه است که " مهر دروج یا پیمان شکن سراسر کشور را خراب کند' اما در آیین براى اعتبار بخشى هر چه بیشتر به پیمان به عنوان یک اصل تعیین کننده حتا " پیمان شکنى با دروند را جایز نمى داند " کرده یکم بند ۲مهر یشت ای سپیتمان !
"مبادا که پیمان بشکنى نه آن پیمان که با یک دروند بسته اى و نه آن پیمان که با یک اشون بسته اى چه پیمان با هر دوان درست است خواه با دروند خواه با اشون "
درفرهنگ ایرانى یک نکته ى ظریف هست و آن به هم آمیختگى استوره و تاریخ است که
همچون دو شاخه ى رودخانه در یک نقطه به هم مى پیوندند و شطى پرخروش را مى آفریند.
خویشکارى انسان چنین امتزاجى را سامان مى بخشد بى گمان انسان با بهره گیرى از خرد و آزادى گزینش به چنین اصلى مى رسد که در صحنه ى زندگى که اوراق تاریخ آنرا مى نمایاند باید با منش نیک وسرود نوآیین خواستار اشه باشد . انسان در میدان عملى باور، دروج را به دست اشه مى سپارد تا با گفتارو آموزش پاک شود . این چنین باید دروندان را شکست داده و فریب شان را خنثى کرد یا به گفته ى چینیان " به جاى لعنت بر تاریکى ، شمعى روشن کن !
صداى مهر در میدان عملى زندگى همچون نمایشنامه هاى یونانى نیازمند به همسرایى یا آرى مردمان است ، چرا که گام هاى گفتارى و کردارى همسرایان تعیین کننده است . در راستاى تاریخ تمام این تلاش ها و پیکارها درواقع به خاطر نگهداشت فضیلت انسان است که حق آشکارو مسلم طبیعى اوست. گویی زال نیز در این مهم با این قلم هم صداست که به رستم مى گوید :
همانا که از بهر این روزگار
ترا پرورانید پروردگار
بنا به گواهى تاریخ سرانجام آیین مهر" فراخ چراگاه ، ژرف بین ،نیرومندترین آفریدگان ، داناى تواناى نافریفتنى ، زبان آورهزار گوش و ده هزار چشم که سوار بر اسبان سپید است "جهان را درنوردید وجهانى شد .
جشن هزاران ساله ى مهرگان پاسداشت پیمان و راستى است درسال شمار ایرانى روزها هر کدام نامى دارند روز شانزدهم هر ماه و ماه هفتم سال به نام مهر ایزد پیمان ، دشمن دروغ و دروغگو است تا یادآور آن گردد که چشمان وجدان راباید باز نگهداشت تا مهر دروج یا پیمان شکن سراسر کشور را خراب نکند !
چون روز و ماه همخوان شوند آنرا جشن گرفته تا اعتبار چنین اندیشه اى را در راستاى تاریخ ارج بگذارند . مهرگان یا میتراکانا شش روز به درازا مى کشید یعنى ازمهر روز تا رام روز که نخستین روز مهرگان همگانى و روز فرجامین جشن مهرگان ویژه نام داشت . اگر نوروزنام جمشید را بر پیشانى دارد مهرگان نیزنام فریدون را دارد . البته در اینجا این نکته را باید یادآور شد که شناخت انسان نسبت به تغییرات زمانى - تغییر فصل ها ، شب روز و ... - ریشه اصلى بیشترجشن هاى ایرانى است در نتیجه یک رابطه ى تنگاتنگ با کاروطبیعت دارند .
دروندیداد فرگرد نخست بندهاى دووسه از مدت تابستان دوماهه و زمستان ده ماهه حکایت مى کند و شاید این مربوط مى شود به دوران پیش از کوچ هندواروپاییان - در سرزمین اسکاندیناوى هم در زمانى دور سال را به تابستان دو ماهه و زمستان ده ماهه بخش مى کردند - پس تر با سال شمارى روبرو مى شویم که سال را به زمستان پنج ماهه و تابستان هفت ماهه و در تغییر فرجامین به چهار فصل بهار، تابستان و پاییز و زمستان مى رسیم . نقطه هاى آغازین سال نوروز و مهرگان هستند با گواهى تاریخ .
آثار مهرگانى در روستاهاى ایران روستاهاى ایران هم چنان دست نخورده مانده اند به این معنا که شاید حلقه هاى گم شده آیین ها ، موسیقى و رقصو ... یا میراث هاى دور دست تاریخ را در آنجا بتوان یافت .گواه در این راستاگزارشهایی است که درباره مهرگان در نوشته ى پیشین خود زیر عنوان نگاهى دیگر به مهر و میتراییسم آورده ام . در آن مقاله از آیین مهرگانى در روستاهاى گوران، قلخانى و کوه پایه هاى دالاهو ، بهبهان و جاماز کردستان یاد شد در اینجا گزارشى از روستاهاى گیلان و مازندران آورده می شود که امید ست پژوهندگان مردم شناسى درب این میراث هاى فرهنگى
را به روى همگان باز نمایند :
"زمان همه این جشنها مصادف است با پایان فصل برداشت محصولات کشاورزی. در واقع این جشنها مراسم سپاسگزاری از ایزد مهر و بار آوری است که یاور چند هزار ساله ی دهقانان در امر کاشت و برداشت می باشد. در بسیاری از روستاهای گیلان و مازندران جشن خرمن در این ایام برگزار می شود. در توسکامحله قاسم آباد در گیلان هر سال در سه آدینه مردم در شاه شهیدان جمع شده و جشن می گیرند. در آدینه آخر که جشن مهرگان اصلی هست مردم بسیاری از شهرها و روستاهای شرق گیلان و غرب مازندران نیز به آنجا می آیند. تا حدود بیست سال پیش دختران و پسران روستایی در این روز بهترین لباسهای خود را ،چون ایام نوروز ، می پوشیدند. مبدا بسیاری از آشنایی ها و احتمالا پیمان تشکیل خانواده بین دختران و پسران مجرد
همین آدینه در توسکامحله بود. در همین ایام در گیلان و مازندران در چندین آدینه پیاپی مراسم کشتی گیری برگزار می شد و در آدینه آخر با گذاشتن بر مُ ( داربست یا نردبانی که جوایزی مثل پیراهن، ظرف و مشابه را به آن آویزان می کردند) به کشتی گیران برنده جایزه می دادند.
اواخر تابستان و اوایل پاییز ، در ایام خرمن محصولات کشاورزی که هوای آفتابی از
ضروریات می باشد، هرگاه ابر و بارندگی زیاد مانع این کار شود در روستاهای شرق گیلان نوجوانان با رقصو پایکوبی از خورشید می خواهند که با تابش گرما آفرین خود کشاورزان را یاری دهد. معمولا یک نفر با گذاشتن یک د مُ که از ساقه برنج درست می کنند نقش اهریمن را بازی میکند و می رقصد و بقیه دورش جمع شده و با دست زدن و هو کردنش همزمان می خوانند:" ای خدا آفتاب بنه / منگ منگتاب بنه" و بدینسان خورشید را به تابیدن دعوت می کنند.
به در هر خانه روستایی که می رسند صاحب خانه اندکی برنج در توبره یا کیسه ای که به گردن ملعون آویزان هست می ریزد. بعد برنج را به بقالی محل داده و او نیز بهای برنج را با نخودچی، کشمش، شکلات و یا دیگر تنقلات می پردازد" ۲
رقص ،« ابهریا » خانم ثابت زاده پژوهشگر رقصمى نویسد :. در شرق خراسان رقص
کشاورزی است ، احتمالا این رقص با جشن های مهرگان و آیین میترایسم ارتباط دارد.
بیاییم به آیین مهرگانى که در واقع بزرگداشت پیمان و دوستى است جانى تازه داده وبه میدان پیوند و پیوست انسانى گستره بیشترى ببخشیم . همچون نوروز خوان مهرگانى بگسترانیم وایمان بیاوریم که راستى بهترین نیکى است و گفتار زشت شیوه ى دشمن مهر است.
نکته اى را به یاد آوردم از دوران کودکى که زبانزد بود و ما کودکان هر روزه آنرا مى شنیدیم :
دروغگو دشمن خداست و اگر بچه اى دروغ بگوید شیر مادرش خشک می شود !
مهرگان را به همگان شادباش مى گویم به ویژه آنانى که در روز شانزدهم مهر ماه به دنیا آمده اند یا نام مهرى و میترا و مهرداد و.... دارندمهرگان جشن فریدون ملک ، فرخ باد بر تو ای همچو فریدون ملک ، فرخ فال / فرخى سیستانى
سرچشمه ها :
۱ -آنچه که از اوستا برگرفته ام از اوستا کهن ترین سروده ها و متن هاى ایرانى ، گزارش وپژوهش جلیل دوستخواه ، چاپ یازدهم است
http://www.shomaliha.com/mehrgan.htm - ۲